Toggle stanza 1
احنف قیس بهر جمعی اسیر
1

احنف قیس بهر جمعی اسیر

گفت کین بستگان برِ تو امیر

2

گر بحقند بسته حلمت کو

ور خود از باطلند علمت کو

3

عفو کان هست اصل دینداری

از برای چه روز می‌داری

4

تو ظفر خواستی خدایت داد

او ز تو عفو خواست ناری یاد

5

هست نزد خدای و خلق ای شاه

شکر قدرت قبول عذر گناه

6

علم او نوش حلمشان بچشید

علم او بار جُرمشان بکشید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور