بخش 1 - ذکر نفس الکلی نذیر ناصح و اهماله غرور فاضح
Toggle stanza 1اندر آمد چو ماه در شبگیر
11
اندر آمد چو ماه در شبگیر
انَعِماللّٰه صباحگویان پیر
22
کُندجسمی و ساکن ارکانی
تیزچشمی و رهفرادانی
33
روی چون آفتاب نور اندود
جامه چون جامهٔ سپهر کبود
44
ناگهانی تو گفتی آمد بر
آفتابی ز حوض نیلوفر
55
یا مگر باغبانِ طینت من
ناگهان گشت بر بنفشه سمن
66
دیده چون از نهاد من پُر کرد
تا به سر دُرج جزع پر دُر کرد
77
گفت چون نطق پر شکر بگشاد
کُلَه خواجگی ز سر بنهاد
88
کیفاصبحت ای پسر خوانده
ای به زندان نفس درمانده
99
ای به چاه غرور مانده اسیر
بر تو نفس هواپرست امیر
1010
خیز کاین خاکدان سرای تو نیست
این هوس خانه است جای تو نیست
1111
چه افگنی بیهُده بساط نشاط
اندرین صد هزار ساله رباط
1212
گر قبای بقا نخواهی سوخت
برکش از تن قبای آدم دوخت
1313
خویشتن را ازین قفس برهان
بنما از خلیفتی برهان
1414
باش گنجور در نشیمن خاک
ورنه بگذر از انجم و افلاک
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

