Toggle stanza 1
کی چشی طعم و لذّت قرآن
1

کی چشی طعم و لذّت قرآن

چون زبان بردی و نبردی جان

2

از درِ تن به منظر جان آی

به تماشای باغ قرآن آی

3

تا به جان تو جلوه بنماید

آنچه بود آنچه هست وانچ آید

4

تر و خشک جهان درون و برون

آنچه موجود شد به کن فیکون

5

حکمهایی که گشت ازو محکوم

همه گردد ترا ازو معلوم

6

بشنواند ترا صفات خدای

گشته پیشت به صدق قصّه سرای

7

مستمع چون کند سماع کلام

گیردش نطق موی بر اندام

8

تا ببینی به دیدهٔ اخلاص

چون بخوانی تو سورهٔ اخلاص

9

صورتی همچو سرو غاتفری

نظم او چون بنفشهٔ طبری

10

نصب و رفعش چو عرش و چون کرسی

گر تو از مرشد خرد پرسی

11

جرّ و جزم وی از طریق قدم

لوح محفوظ و سرِّ سیر قلم

12

حرفها بال روح و پردهٔ نور

نقطه‌ها خال مُشک بر رخ حور

13

این چنین درنگر به صورت او

چون بخوانی تو سرِّ سورت او

14

تا الف را درون رای آرد

با و تا را به زیر پای آرد

15

تا فروشد به جای جان و خرد

صورت خوب را به هشدهٔ بد

16

زانکه در کوی عشق و حدّت هنگ

بیش از این قیمتی نیارد رنگ

17

بوتهٔ شهوت امتحانش کند

پس از آن همچو زرّ کانش کند

18

پس دگرباره بوته‌ای سازد

تا درو غِشّ و خشم بگذارد

19

پس چو نرمش کند فرو ساید

تا بدو تاج را بیاراید

20

هرکرا ملک عقل و دین باشد

افسر و تاج او چنین باشد

21

سخنی کز تو گشت آلوده

گرچه نیکوست هست بیهوده

22

باد اگرچه خوش آمد و دلکش

بر حدث بگذرد نماند خوش

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور