بخش 34 - فی التّمثّل
Toggle stanza 1در طمع زین سگان مزبله پوی
11
در طمع زین سگان مزبله پوی
ای کم از گربه دست و روی بشوی
22
گربه هم روی شوی و هم دزدست
لاجرم زان سرای بیمزدست
33
موش را موی هست چون سنجاب
لیک پاکی نیاید از دریاب
44
نپذیرد دباغت ار چه نکوست
نشود پاک همچو دیگر پوست
55
نای و چنگی که گربکان دارند
موش را خود به رقص نگذارند
66
بیرسن دزد خانهکن باشد
مور هم دزد و هم رسن باشد
77
تا تن تست چون دلِ کفتار
لت و لوتش یکیست در گفتار
88
مانده در پیش این و آن به فسوس
خایه کن نه و خانه کن چو خروس
99
چون به شهر آن کسان که خرسندند
کمر از بهر خواجگی بندند
1010
تو نصیحت مدار خوار که غمر
کرد ضایع به طمع عمّان عمر
1111
هان قناعت گزین که طامع دون
در دو گیتی است با عذاب الهون
1212
طالع آنکه دین به حرص فروخت
در وبالش به احتراق بسوخت
1313
دست بردی نیافت از پی بند
پای حرص تو از قناعت بند
1414
گر بهی خود روانت نهراسد
ور بدی زاهدت بنشناسد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

