بخش 30 - اندر شُکر گوید
Toggle stanza 1آدمی سوی حق همی پوید
11
آدمی سوی حق همی پوید
آن نکوتر که شکر او گوید
22
اوست بیشکل و جسم و هفت و چهار
ایزد فرد و خالق جبّار
33
شکل و جسم و طبایع و تبدیل
آدمی راست ماه و سال عدیل
44
موضع کفر نیست جز در رنج
مرجع شکر نیست جز سرِ گنج
55
چون شدی بر قضای او صابر
خواند آنگاه مر ترا شاکر
66
شکرگوی از پی زیادت را
عالمالغیب والشهادة را
77
شکّر شکر او که داند رُفت
گوهر ذکر او که داند سُفت
88
او ببخشد هم او ثواب دهد
او بگوید هم او جواب دهد
99
هرچه بستد ز نعمت و نازت
به از آن یا همان دهد بازت
1010
گیرم از مویها زبان گردد
هر زبان صد هزار جان گردد
1111
تا بدان شکر او فزون گویند
شکر توفیق شکر چون گویند
1212
پس سوی شکر نعمتش پویند
گر بگویند هم بدو گویند
1313
تن و جان از پی قضا در سکر
دل ترنّمکنان که یارب شکر
1414
ورنه در راه دانش و تدبیر
از زن و مرد و از جوان و ز پیر
1515
کورْچشمان عالمِ هوسند
عور جسمان چو مور و چو مگسند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

