Toggle stanza 1
گفت روزی مرید با پیری
1

گفت روزی مرید با پیری

که در این راه چیست تدبیری

2

کار این راه بر معامله نیست

در رهِ جهد خود مجادله نیست

3

کار توفیق دارد اندر راه

نرسد کس به جهد سوی اله

4

پیر گفتا مجاهدت کردی

شرطِ شرعش به جای آوردی

5

جملگی بندگی به سر بردی

پای در شرط شرع بفشردی

6

شد یقینم که ناجوانمردی

در رهش بد زنی نه بد مردی

7

آنچه بر تست رَو به جا آور

وز سخنهای جاهلان بگذر

8

بندگی کن تو جهد خود می‌کن

راه رو راه و پیش مار سخن

9

جهد بر تست و بر خدا توفیق

زانکه توفیق جهد راست رفیق

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور