بخش 2 - فی طول العمر والحسرة مع ذلک
Toggle stanza 1نوح را عمر جمله ده صد بود
11
نوح را عمر جمله ده صد بود
حرص و امید او بر آن آسود
22
چون گذر کرد نهصد و پنجاه
در فذلک به حسره کرد نگاه
33
گفت آوخ که بر من این ده صد
بود بر من ز روزکی ده بد
44
کرد ویرا سؤال روح امین
سر ز بالا نهاده بر بالین
55
کای ترا عمر از انبیا افزون
چون گذر کرد بر تو دنیی دون
66
بر چه سان یافتی جهان را تو
چون سپاری کنون روان را تو
77
گفت دیدم جهان چو تیم دو در
آمدم از دری شدم ز دگر
88
نوز ناسوده تن ز سیرِ سبیل
کامد آواز پر نهیب رحیل
99
میدهم جان و میبرم حسرت
شربتم ضربت و شفا شدّت
1010
عمرش ار بُد دراز ور کوتاه
رخت بر بست زان گشاد به راه
1111
عاقبت هم برفت و بیش نماند
آیت عزل خویشتن برخواند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

