بخش 13 - اندر مذمّت برادران گوید
Toggle stanza 1دوست جو از برادران بگسل
11
دوست جو از برادران بگسل
که برادر کند پر آذر دل
22
کِه بود غمز بر پدر خواند
مِه بود بر تو خواجگی راند
33
تا پدر زنده با تو دمسازست
چون پدر مرد خصم و انبازست
44
گر دو نیمه کنی برو سیمت
ور نه در دم کند به دو نیمت
55
نه برادر بود به نرم و درشت
کز برای شکم بود هم پشت
66
عقل نبود برادری کردن
از پی رنج دل جگر خوردن
77
رنج دل باشد و عنای جگر
به برادر دویدن از مادر
88
نه قبولش خوش و نه کردن رد
همچو اعراب و همزه بر ابجد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

