بخش 9 - فی ذکرالعوام و اهل السوق والجهال
Toggle stanza 1تا توانی به گرد عامه مگرد
11
تا توانی به گرد عامه مگرد
عامه از نام تو برآرد گرد
22
زان کجا عامه بیخرد باشد
صحبت بیخردت بد باشد
33
به همه حال چون خودت خواهد
صحبت او روان همی کاهد
44
چه نکو گفت آن خردمندی
که سخنهای اوست چون پندی
55
عامه نبود ز کارها آگاه
عامه را گوش کرّ و دیده تباه
66
صحبت عامه اسب و خر باشد
هر دوان ضد یکدگر باشد
77
خر تگ از اسب خود نگیرد تیز
لیک اسب از خران بگیرد تیز
88
صحبت عامه هرکه هشیارست
مثل حدّاد و مثل عطّارست
99
گرچه عطّار ندهدت مشک او
رسد از ناف مشک او به تو بوی
1010
مرد حدّاد اگر به سور آید
جامه ز انگشت او بیالاید
1111
با بهان لحظهای چو بشتابی
نام نیکو ازو بسی یابی
1212
صحبت عامه هرکرا دیدست
سخت زشت است و ناپسندیدست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

