Toggle stanza 1
ای ز آب زندگانی آتشی افروخته
1

ای ز آب زندگانی آتشی افروخته

واندر او ایمان و کفر عاشقان را سوخته

2

ای تف عشقت به یک ساعت به چاه انداخته

هر چه در صد سال عقل ما ز جان اندوخته

3

ای کمالت کمزنان را صبرها پرداخته

وی جمالت مفلسان را کیسه‌ها بردوخته

4

گه به قهر از جزع مشکین تیغها افراخته

گه به لطف از لعل نوشین شمعها افروخته

5

هر چه در سی سال کرده خاتم مشکینت وام

آن نگین لعل نوشین در زمانی توخته

6

ما به جان بخریده عشق لایزالی را تو باز

لاابالی گفته و بر ما جهان بفروخته

7

ای ز آب روی خویش اندر دبیرستان عشق

تختهٔ عمر سنایی شسته از آموخته

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور