شمارهٔ 3
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1نبودی دین اگر اقبال مرد مصطفایی را
11
نبودی دین اگر اقبال مرد مصطفایی را
نکردی هرگزی پیدا خدای ما خدایی را
22
رسول مرسل تازی که برزد با وی از کوشش
همین گنج زمینی را همان گنج سمایی را
33
گواهی بر مقامی ده که آنجا حاضران یابی
سخن کز غایبان گویی بلا بینی جدایی را
44
اگر شبلی زکی بوده ترا زو هیچ نگشاید
چو عالی حج کند شیخا بود مزدش علایی را
55
اگر حاتم سخی بوده چه سودت بود ای خواجه
تو حاتم گرد یک چندی مکن حاتم سنایی را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
اثر دور است ازین یاران حقوق آشنایی را
سر وگردن مگر ظاهرکند درد جدایی را
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 174
رسانیده است حسن او به جایی بی وفایی را
که عشاق از خدا خواهند تقریب جدایی را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 449
خرابی باعث تعمیر باشد بینوایی را
که کوری کاسه دریوزه می گردد گدایی را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 450
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

