غزل شمارهٔ 207
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1آن کژدم زلف تو که زد بر دل من نیش
11
آن کژدم زلف تو که زد بر دل من نیش
از ضربت آن زخم دل نازک من ریش
22
آنجا که بود انجمن لشگر خوبان
نام تو بود اول و پای تو بود پیش
33
بنگر که همی با من و با تو چکند چرخ
بر هر دو همی چون شمرد مکر و فن خویش
44
هر شب که کند عشق شکیبایی من کم
هم در گذرد خوبی و زیبایی تو بیش
55
ای روی تو قارون شده از حسن و ملاحت
از هجر تو قارونم و از وصل تو درویش
66
خود چون بود آخر به غم هجر گرفتار
آن کس که به اول نبود عافیت اندیش
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

