شمارهٔ 173
Toggle stanza 1پسری دیدم پوشیده قبای
11
پسری دیدم پوشیده قبای
گفتم او را که به نزدیک من آی
22
گفت من دیر بمانم نایم
گفتم او را که بیا ژاژ مخای
33
دیر کی مانی جایی که بود
سیم در دست و گروگان در پای
44
من اگر ایستادهام مسته
خویشتن گر نشستهای مستای
55
زان که تو فتنهای و من علمم
تو نشسته بهی و من بر پای
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

