غزل شمارهٔ 351
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش تو
11
حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش تو
آفتاب و ماه بینم حامل شبپوش تو
22
بیدلان را نرگس گویای تو خاموش کرد
عاشقان را کرد گویا پستهٔ خاموش تو
33
تلخ نو شیرینترست از شهد و شکر وقت کین
چون بود هنگام صلح و وصل رویت نوش تو
44
خواب خرگوش آمد از تو عاشقانت را نصیب
زین قبل سخره کند بر شیر و بر خرگوش تو
55
مرغوار اندر هوای تو همی پرد دلم
بر امید آنکه سازد آشیان آغوش تو
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

