Toggle stanza 1
زهی پیمان شکن دلبر نکوپیمان به سر بردی
1

زهی پیمان شکن دلبر نکوپیمان به سر بردی

مرا بستی و رخت دل سوی یار دگر بردی

2

کشیدی در میان کار خلقی را به طراری

پس آنگه از میان خود را به چالاکی بدر بردی

3

دلی کز من به صد جان و به صد دستان نبردندی

به چشم مست عالمسوز حیلت گر بدر بردی

4

همین بد با سنایی عهد و پیمان تو ای دلبر

نکو بگذاشتی الحق نکو پیمان به سر بردی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور