غزل شمارهٔ 189
Toggle stanza 1ای ز خوبی مست هان هشیار باش
11
ای ز خوبی مست هان هشیار باش
ور ز مستی خفتهای بیدار باش
22
از شراب شوق رویت عالمی
گشته مستانند هان هشیار باش
33
گر مه میخواره خوانندت رواست
می به شادی نوش و بی تیمار باش
44
خویشتنداری کن اندر کارها
خصم بر کارست هان بر کار باش
55
گاه بزمافروز عاشقسوز باش
گاه صاحبدرد و دُردیخوار باش
66
زینهاری دارم اندر گردنت
زینهار ای بت بران زنهار باش
77
چون ز خصمان خویشتنداری کنی
دستبردی بر جهان سالار باش
88
هم چنین از خویشتنداری مدام
تا توانی سر کش و عیار باش
99
بر در دیوار خود ایمن مباش
بر حذر هان از در و دیوار باش
1010
کار تو باید که باشد بر نظام
کارهای عاشقان گو زار باش
1111
گر سنایی از تو برخوردار نیست
تو ز بخت خویش برخوردار باش
زمین

