شمارهٔ 164
Toggle stanza 1ای فلک شمس شرف جاه تو
11
ای فلک شمس شرف جاه تو
باد بر افزون چو مه یکشبه
22
بر تنم از سرما آمد فراز
پوست بر آن سان که بر آتش دبه
33
شد کتفم رقص کنان میزنم
سنج به دندان و به لب دبدبه
44
نزد تو زان آمدم ایرا که هست
دیدن خورشید غم بیجبه
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

