شمارهٔ 147
Toggle stanza 1دعوی دین میکنی با نفس دمسازی مکن
11
دعوی دین میکنی با نفس دمسازی مکن
سینهٔ گنجشک جویی دعوی بازی مکن
22
مکر مرد مرغزی از غول نشناسی برو
همنشین، طراریانِ گُربز رازی مکن
33
ای ز کشی ناپذیرفته سیه رویان کفر
با نکورویان دین پاک طنازی مکن
44
ور همی خواهی کنی بازی تو با حوران خلد
پس درین بازار دنیا بوزنه بازی مکن
55
دست دف زن گرز رستم کی تواند کار بست
از رکوی مشغله دعوی بزازی مکن
66
بادیه نارفته و نادیده روی کافران
خویشتن را نام گه حاجی و گه غازی مکن
77
ای سنایی چون غلام رنگ و بویند این همه
برگذر زین گفتگوی و بیش غمازی مکن
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

