غزل شمارهٔ 106

شاعر: سنایی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
سوال کرد دل من که دوست با تو چه کرد؟
1
سوال کرد دل من که دوست با تو چه کرد؟
چرات بینم با اشک سرخ و با رخ زرد؟
2
درازقصه نگویم حدیثْ جمله کنم
هر آنچه گفت نکرد و هر آنچه کشت نخوَرد
3
جفا نمود و نبخشود و دل ربود و نداد
وفا بگفت و نکرد و جفا نگفت و بکرد
4
چو پیشم آمد کردم سلام روی بتافت
چو آستینْش گرفتم بگفت: بردابرد!
5
نه چاره‌ای که دل از دوستیش برگیرم
نه حیله‌ای که توانمش بازِ راه آورد
6
بر انتظار میان دو حال ماندستم
کشید باید رنج و چشید باید درد
7
اَیا سنایی لؤلؤ ز دیدگانْت مبار
که در عقیلهٔ هجران صبور باید مرد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور