غزل شمارهٔ 191

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارباش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
ای دل اندر نیستی چون دم زنی خمّار باش
1
ای دل اندر نیستی چون دم زنی خمّار باش
شو بری از نام و ننگ و از خودی بیزار باش
2
دین و دنیا جمله اندر باز و خود مفلس نشین
در صف ناراستان خود جمله مفلس‌وار باش
3
تا کی از ناموس و زرق و زهد و تسبیح و نماز
بندهٔ جام شراب و خادم خمّار باش
4
می‌پرستی پیشه‌گیر اندر خرابات و قمار
کمزن و قلاش و مست و رند و دردی خوار باش
5
چون همی‌ دانی که باشد شخص هستی خصم خویش
پس به تیغ نیستی با خلق در پیکار باش
6
طالب عشق و می و عیش و طرب باش و بجوی
چون به کف آمد ترا این روز و شب در کار باش
7
با سرود و رود و جام باده و جانان بساز
وز میان جان غلام و چاکر هر چار باش
8
از سر کوی حقیقت بر مگرد و راه عشق
با غرامت همنشین و با ملامت یار باش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور