غزل شمارهٔ 49
Toggle stanza 1روی تو ای دلفروز گر نه چو ماهست
11
روی تو ای دلفروز گر نه چو ماهست
زلف سیه زو چرا بدر دو تا هست
22
روی چو ماه تو گرچه مایهٔ نور است
موی سیاه تو گرچه اصل گناهست
33
شاه بتانی و عاشقانت سپاهند
ماه زمینی و آسمانت کلاهست
44
رسم چنانست که ماه راه نماید
چونکه ز ماه تو خلق گمشده راهست
55
موی سپیدم ز اشک سرخ چو خونست
روی امیدم ز رنج عشق سیاهست
66
حال تو ای ماه روی چیست که باری
دور ز روی تو حال بنده تباهست

