Toggle stanza 1
زهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزد
1
زهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزد
زهی خسرو زهی شیرین بنامیزد بنامیزد
2
میان مجلس عشرت ز کم‌گویی و خوشخویی
زهی سوسن زهی نسرین بنامیزد بنامیزد
3
میان مردمان اندر ز خوش‌خویی و دلجویی
زهی زهره زهی پروین بنامیزد بنامیزد
4
دو قبضه جان همی باشد به غمزه ناوک مژگانْت
زهی ناوک زهی زوبین بنامیزد بنامیزد
5
خرد زان صورت و سیرت همی عاجز فروماند
زهی آیین زهی آذین بنامیزد بنامیزد
6
مرا گفتی تویی عاشق بدین ره جان و دل در باز
زهی فرمان زهی تلقین بنامیزد بنامیزد
7
ز درد عشق خود رستم ز درد خویشتن‌بینی
زهی شربت زهی تسکین بنامیزد بنامیزد
8
چو چشم و شکل دندانت ببینم هر زمان گویم
زهی طاها زهی یاسین بنامیزد بنامیزد
9
گل‌افشان شد همی چشمم ز نعل سُم یک رانت
زهی امکان زهی تمکین بنامیزد بنامیزد
10
سگی خواندی سنایی را وانگه گفتی آنِ من
زهی احسان زهی تحسین بنامیزد بنامیزد

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور