غزل شمارهٔ 114
شاعر: سنایی
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قافیہ: ینبنامیزدبنامیزد
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1زهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزد
11
زهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزد
زهی خسرو زهی شیرین بنامیزد بنامیزد
22
میان مجلس عشرت ز کمگویی و خوشخویی
زهی سوسن زهی نسرین بنامیزد بنامیزد
33
میان مردمان اندر ز خوشخویی و دلجویی
زهی زهره زهی پروین بنامیزد بنامیزد
44
دو قبضه جان همی باشد به غمزه ناوک مژگانْت
زهی ناوک زهی زوبین بنامیزد بنامیزد
55
خرد زان صورت و سیرت همی عاجز فروماند
زهی آیین زهی آذین بنامیزد بنامیزد
66
مرا گفتی تویی عاشق بدین ره جان و دل در باز
زهی فرمان زهی تلقین بنامیزد بنامیزد
77
ز درد عشق خود رستم ز درد خویشتنبینی
زهی شربت زهی تسکین بنامیزد بنامیزد
88
چو چشم و شکل دندانت ببینم هر زمان گویم
زهی طاها زهی یاسین بنامیزد بنامیزد
99
گلافشان شد همی چشمم ز نعل سُم یک رانت
زهی امکان زهی تمکین بنامیزد بنامیزد
1010
سگی خواندی سنایی را وانگه گفتی آنِ من
زهی احسان زهی تحسین بنامیزد بنامیزد

