شمارهٔ 151
Toggle stanza 1چو شعر حکیمانه گفتم ترا
11
چو شعر حکیمانه گفتم ترا
تو جود کریمانه با من بکن
22
ازیرا که بر ما پس مرگ ما
نماند همی جز سخا و سخن
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
اگر باشگونه بود پیرهن
بود حاجت برکشیدن زتن
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقاربپاره 29
وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم؛ دلآزرده به کنجی نشست و گریان همیگفت: مگر خُردی فراموش کردی که درشتی میکنی؟
چه خوش گفت زالی به فرزند خویش
سعدیگلستانباب ششم در ضعف و پیریحکایت شمارهٔ 6
پادشه را بر خیانتِ کسی واقف مگردان، مگر آنگه که بر قبولِ کلی واثق باشی و گر نه در هلاکِ خویش سعی میکنی.
بسیجِ سَخُن گفتن آنگاه کن
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 26
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

