Toggle stanza 1
ای آنکه رخ چو ماه داری
1

ای آنکه رخ چو ماه داری

رخسارهٔ من چو کاه داری

2

آیین دل سمنبران را

بر سیم ز سیب جاه داری

3

بر عرصهٔ شطرنج خوبی

از لطف هزار شاه داری

4

در مجمع خیل خوبرویان

چون یوسف پیشگاه داری

5

هر لحظه رهی دگر نمایی

برگوی که چند راه داری

6

در شوخی دست برد خواهی

کز خوبی دستگاه داری

7

گر قتل سناییت گناهست

دانم که بسی گناه داری

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور