شمارهٔ 114
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1ز تو ای چرخ نیلی رنگ دارم
11
ز تو ای چرخ نیلی رنگ دارم
هزاران سان عنا و درد جامع
22
نه تنها از تو بل کز هر چه جز تست
به من بر هست همچون سیف قاطع
33
مرا زان مرد نشناسی تو زنهار
که گردم از تو اندر راه راجع
44
طمع چون بگسلم از خلق از تو
مرا خوا یار باش و خوا منازع
55
چو بیطمعی و آزادی گزیدم
دلم بیزار گشت از حرص و قانع
66
بر آزادمردان و کریمان
گرانتر نیست کس از مرد طامع
77
ازین یاران چون ماران باطن
خلاف یکدگر همچون طبایع
88
بسان نسر طایر راست باشد
به پیش و پس بسان نسر واقع
99
عدو بسیار کس کو هر کسی را
نماند حقتعالی هیچ ضایع
1010
چو عیسی را عدو بسیار شد زود
ببرد ایزد ورا در چرخ رابع
1111
خسیسان را چرا اکرام کردیم
بخیلان را چرا کردیم صانع
1212
همیشه خاک بر فرق کسی باد
که نشناسد بدی را از بدایع
1313
حذر کن ای سنایی تو از اینها
ترا باری ندانم چیست مانع
1414
ببر زین ناکسان و دیگران گیر
«کثیرالناس ارض الله واسع»
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

