Toggle stanza 1
قومی که به افلاس گراید دل ایشان
1

قومی که به افلاس گراید دل ایشان

جز کوی حقیقت نبود منزل ایشان

2

وقتی که شود کار برایشان همه مشکل

جز باده بگو حل که کند مشکل ایشان

3

گر چند قدیمست خلاف گل و آتش

با آتش عشق‌ست موافق گل ایشان

4

با قافلهٔ مفلسی و مرحلهٔ عشق

جز بار ملامت نکشد محمل ایشان

5

پیدا ز صفاتست و نهانست معانی

در نفس عزیز و نفس مقبل ایشان

6

جز تربیت و تمشیت و صدق و صفا نیست

پیرایه و سرمایهٔ جان و دل ایشان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور