غزل شمارهٔ 303
Toggle stanza 1قومی که به افلاس گراید دل ایشان
11
قومی که به افلاس گراید دل ایشان
جز کوی حقیقت نبود منزل ایشان
22
وقتی که شود کار برایشان همه مشکل
جز باده بگو حل که کند مشکل ایشان
33
گر چند قدیمست خلاف گل و آتش
با آتش عشقست موافق گل ایشان
44
با قافلهٔ مفلسی و مرحلهٔ عشق
جز بار ملامت نکشد محمل ایشان
55
پیدا ز صفاتست و نهانست معانی
در نفس عزیز و نفس مقبل ایشان
66
جز تربیت و تمشیت و صدق و صفا نیست
پیرایه و سرمایهٔ جان و دل ایشان
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

