Toggle stanza 1
همه جانست سر تا پای جانان
1

همه جانست سر تا پای جانان

از آن جز جان نشاید جای جانان

2

به آب روی و خون دل توان ریخت

برای چون تو جان سودای جانان

3

خرد داند که وصف او نداند

ازیرا نیست هم بالای جانان

4

چه جای دعوی سروست در باغ

چه خواهد وصف سرتاپای جانان

5

نیاید کس به آب چشمهٔ خضر

جز اندر نوش عیسی‌زای جانان

6

ندیدی دین کفرآمیز بنگر

شکن در زلف جانفرسای جانان

7

همی کشف خردمندان کشف وار

سراندر خود کشد یارای جانان

8

سنایی نیست با جان زنده لیکن

ز جانانست او گویای جانان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور