Toggle stanza 1
روا داری که بی روی تو باشم
1
روا داری که بی روی تو باشم
ز غم باریک، چون موی تو باشم
2
همه روز و همه شب معتکف‌وار
نشسته بر سر کوی تو باشم
3
به جوی تو همه آبی روان‌ست
سزد گر من هواجوی تو باشم
4
اگر چشمم ز رویت باز ماند
به جان جویندهٔ روی تو باشم
5
اگر زلفین چوگان کرد خواهی
مرا بپذیر تا گوی تو باشم
6
به باغ صحبتت دلشاد و خرم
زمانی بر لب جوی تو باشم
7
نگارینا! تو با چشم غزالی
رها کن تا غزل‌گوی تو باشم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور