غزل شمارهٔ 301

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارکن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ساقیا! مستان خواب‌آلوده را بیدار کن
1

ساقیا! مستان خواب‌آلوده را بیدار کن

از فروغ باده، رنگِ رویشان گلنار کن

2

لاابالی پیشه‌گیر و عاشقی بر طاق نِه

عشق را در کار گیر و عقل را بیکار کن

3

گر ز چرخ چنبری از غم همی خواهی نجات

دور باده پیش گیر و قصد زلف یار کن

4

پنج حس و چار طبع از پنج باده برفروز

وز دو گیتی دل به یک بار از خوشی بیزار کن

5

دانشت بسیار باشد چون که اندک می خوری

دانشی کو غم فزاید؟ از می‌اش بردار کن

6

ور ز راه پنج حس خواهی که یار آید تو را

پنج باده نوش کن، هر پنج در مسمار کن

7

دوستار عشق گشتی، دشمن جانان مشو

چاکریِ می چون گرفتی، بندگی خمار کن

8

ور به عمر اندر به نادانی نشسته بوده‌ای

از زبان عاجزی یک‌دَم یک استغفار کن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور