غزل شمارهٔ 801
شاعر: صائب
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قافیہ: اباستدراینجا
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1گر صافدلی هست شراب است در اینجا
11
گر صافدلی هست شراب است در اینجا
ور سوخته ای هست کباب است در اینجا
22
بیدار دلی نیست کز او دل بگشاید
تا چشم نمکسود به خواب است در اینجا
33
سالم کسی از بحر جهان چون بدر آید؟
شورست، اگر چشم حباب است در اینجا
44
سودای من از ساغر سرشار شد افزون
خشک است، اگر ریشه در آب است در اینجا
55
از حلقه ماتم زدگان کیست برآید؟
پیمانه می چشم پر آب است در اینجا
66
از میکده چون خام برآیم، که بط می
از گرمی هنگامه کباب است در اینجا
77
پیش که برم شکوه این بخت گرانخواب؟
بیداری دولت همه خواب است در اینجا
88
در عالم وحدت ز دو رنگی خبری نیست
هر جا که سؤالی است جواب است در اینجا
99
از روی عرقناک و لب لعل می آلود
هر سو نگری عالم آب است در اینجا
1010
از دشت علایق به حذر باش که هر خار
سرپنجه شاهین و عقاب است در اینجا
1111
ما از تو به پیغام دروغیم تسلی
این است خطایی که صواب است در اینجا
1212
مجموعه صوفی بود از غیر خدا پاک
خون دو جهان سرخی باب است در اینجا
1313
هر کوه تحمل که دهد عقل سرانجام
چون ریگ روان پا به رکاب است در اینجا
1414
تلخی به لب چون شکر او نپسندم
ورنه سخن تلخ، گلاب است در اینجا
1515
از سیل حوادث مکن اندیشه که فردا
آباد بود هر که خراب است در اینجا
1616
تا روز قیامت که سر شکوه گشایم
دست من و دامان نقاب است در اینجا
1717
از صبر، عزیزان چه ثمرها که نچیدند
بی حاصلی ما ز شتاب است در اینجا
1818
از ترک حیا کام گرفتند حریفان
خون در دل صائب ز حجاب است در اینجا

