غزل شمارهٔ 52

Toggle stanza 1
از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را
1
از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را
تکمه از شبنم مکن پیراهنِ خورشید را
2
در بهشتِ عافیت افتادم از بی حاصلی
شد حصاری بی بری از سنگِ طفلان بید را
3
نورِ معنی می‌درخشد از جبینِ لفظِ من
بالِ خفاشی چه ستاری کند خورشید را
4
جام را بهر تُنُک‌ظرفان به دور انداخته است
هیچ حقّی نیست بر دریاکشان جمشید را
5
چون دلِ شب می زنم صائب بر آهنگِ فغان
می‌کشانم بر زمین از آسمان ناهید را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور