Toggle stanza 1
ساقیِ محجوب می‌باید شرابِ عشق را
1
ساقیِ محجوب می‌باید شرابِ عشق را
آتشِ هموار می‌باید کبابِ عشق را
2
در حریمِ ما ندارد شمعِ بی‌فانوسِ راه
شاهدِ بی‌پرده می‌سوزد حجابِ عشق را
3
تیشه‌ای در کارِ هستی می‌کنم چون کوهکن
چند دارم در پسِ کوه آفتابِ عشق را
4
عالمی را آهِ دردآلودِ من دیوانه کرد
هیچ کافر نشنود بوی کبابِ عشق را!
5
از کمندِ رشتهٔ عمرِ ابد سر می‌کشید
خضر اگر می‌یافت ذوقِ پیچ و تابِ عشق را
6
هر‌که را در مغز پیچیده است بوی عقلِ خام
می‌شناسد اندکی قدرِ گلابِ عشق را
7
هر کسی را هست صائب قبله‌گاهی در جهان
برگزیدم از دو عالم من جنابِ عشق را

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور