غزل شمارهٔ 220
Toggle stanza 1سخت دشوارست پیچیدن عنان ناله را
11
سخت دشوارست پیچیدن عنان ناله را
دل چو نی سوراخ گردد دیدهبان ناله را
22
در خزان طی کرد بلبل داستان ناله را
نیست چون افسردگی مهری دهان ناله را
33
گرچه در سیر مقامات است کاهل اسب چوب
نی به منزل میرساند کاروان ناله را
44
نیست پیرآموز، درس ناله زود آشنا
طفل مادرزاد میداند زبان ناله را
55
با نوای دلخراش نی قناعت کن که نیست
تیر روی ترکشی چون نی، کمان ناله را
66
از هجوم بلبلان گل روی آسایش ندید
نیست گوش امن هرگز قدردان ناله را
77
بزم بی دردان شود ساز از نوای دیگران
مطرب از خانه است دایم همزبان ناله را
88
خون به جای آب از سرچشمه ها گردد روان
گر کنم بر سنگ خارا امتحان ناله را
99
برنیامد زور سیل از عهده جوش و خروش
چون نگه دارم من عاجز، عنان ناله را؟
1010
با نوای آتشین، خاموش بودن مشکل است
دل چو نی سوراخ گردد دیدهبان ناله را
1111
در کهنسالی به لب مهر خموشی چون زنم؟
من که در گهواره زه کردم کمان ناله را
1212
نیست صائب اختیاری ناله جانسوز من
میکشد درد گران از کف عنان ناله را

