غزل شمارهٔ 746
Toggle stanza 1از خصم کجروست چه غم راست خانه را؟
11
از خصم کجروست چه غم راست خانه را؟
تیر کج است آیه رحمت نشانه را
22
اشک از دل دو نیم شود با اثر که خاک
کرد از خراش سینه برومند دانه را
33
از غافلان زبان نصیحت کشیده دار
ضایع مکن به اسب حرون تازیانه را
44
دل را مده عنان تصرف به دست نفس
از دزد پاس دار کلید خزانه را
55
مرغی که زیرک است درین طرفه صیدگاه
بیند به یک نظر گره دام و دانه را
66
ز اصلاح بی نیاز بود خط اوستاد
زنهار ره مده به خط سبز شانه را
77
چون غافلان فریب خوشامد مخور که هست
در پرده خوابهای گران این فسانه را
88
تا همچو باد، عمر سبکرو نرفته است
سستی مکن، ز کاه جدا ساز دانه را
99
آه هواپرست به مقصد نمی رسد
نتوان زدن به تیر هوایی نشانه را
1010
ممنون شوم ز هر که به من کج کند نگاه
تیر کج است آیه رحمت نشانه را
1111
این زهر، سازگار به عادت نمی شود
برخود کنم چگونه گوارا زمانه را؟
1212
دارد همان سر از پی ما سیل حادثات
صائب به آب اگر چه رساندیم خانه را
زمین

