Toggle stanza 1
از گرد خط، فزود محبت به دل مرا
1
از گرد خط، فزود محبت به دل مرا
پای به خواب رفته فرو شد به گل مرا
2
هر شکوه ای که هست، ز درمان بود مرا
ورنه ز درد نیست غباری به دل مرا
3
آزادگی چو سرو بود عذرخواه من
دست تهی ز خلق ندارد خجل مرا
4
دوزخ فسرده می شود از مشت آب من
دارد ز بس که شرم گنه منفعل مرا
5
باشد چو نقش پای زمین گیر، برق و باد
در کوچه ای که رفته فرو پا به گل مرا
6
من کز یگانگی در توحید می زنم
ترسم دو زلف یار نماید دو دل مرا
7
بی پرده کردم آنچه نبایست کردنم
حاشا که عفو یار نماید خجل مرا
8
دزدیده ام چو زخم ازان تیغ آبها
ای وای تیغ او نکند گر بحل مرا
9
صائب ز داغ عشق شکایت چسان کنم؟
کز قید عقل داد نجات این سجل مرا

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور