غزل شمارهٔ 979
شاعر: صائب
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قافیہ: ابدیدنخوشترست
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1عکس ساقی در شراب ناب دیدن خوشترست
11
عکس ساقی در شراب ناب دیدن خوشترست
حسن عالمسوز را در آب دیدن خوشترست
22
گردش چشمی مرا زان حسن بی پایان بس است
بحر را در حلقه گرداب دیدن خوشترست
33
حسن رنگ آمیز را خجلت بهار تازه ای است
شمع را در پرتو مهتاب دیدن خوشترست
44
گرچه سیر لاله و گل زنگ از دل میبرد
در جبین تازه احباب دیدن خوشترست
55
پیش دریا بهر روزی لب چرا باید گشود؟
ماهیان را در خم قلاب دیدن خوشترست
66
تشنه چشمی می کند دست تعدی را دراز
خار دامنگیر را سیراب دیدن خوشترست
77
در میان دام و دد مانند مجنون زیستن
از سمور و قاقم و سنجاب دیدن خوشترست
88
گر بود اخلاص شرط سجده، از زهاد خشک
شیشه را در گوشه محراب دیدن خوشترست
99
دردسر بسیار دارد سایه بال هما
اختر اقبال را در خواب دیدن خوشترست
1010
گر بود چشم آب دادن مطلب از روی بتان
چهره خورشید عالمتاب دیدن خوشترست
1111
روی خوبان در عرق صائب قیامت می کند
جلوه مهتاب را در آب دیدن خوشترست

