غزل شمارهٔ 725

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: رمرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
پیچیده درد هجر تو بر یکدگر مرا
1
پیچیده درد هجر تو بر یکدگر مرا
شاید غلط به نامه کند نامه بر مرا
2
از هیچ کس مرا گله ای نیست چون گهر
کز آب خود شده است گره سخت تر مرا
3
چون نور آفتاب، پر و بال من شود
هر چند روزگار کند بی سپر مرا
4
باشد ز چشم مور، مرا باغ دلگشا
آید جهان ز بس به نظر مختصر مرا
5
چون منتهای طلب من محو گشتن است
هر موجه سراب شود راهبر مرا
6
چون تیر، تا هدف نکنم هیچ جا مقام
بیچاره رهروی که شود همسفر مرا
7
تا بود چون حباب سبکبار زور قم
باد مراد بود ز موج خطر مرا
8
چندان که موی بیش ز پیری شود سفید
کوته شود امید چو شمع سحر مرا
9
در هیچ جا قرار ز شوخی نمی کنی
نظاره تو ساخت پریشان نظر مرا
10
شستم ز گریه دست که غیر از گداختن
چون شمع نیست حاصلی از چشم تر مرا
11
عشقم چنان ربود که دنیا و آخرت
افتاد چون دو قطره اشک از نظر مرا
12
صائب ز هوش ناقص خود می کشم ملال
خوشوقت باد آنکه کند بی خبر مرا
13
صائب به اهل عشق بود روی حرف من
دل وا شود ز سوختگان چون شرر مرا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور