غزل شمارهٔ 266

Toggle stanza 1
ناامیدی بر دهد اشکی که می‌باریم ما
1
ناامیدی بر دهد اشکی که می‌باریم ما
رزق قانون می‌شود تخمی که می‌کاریم ما
2
هر که پا کج می‌گذارد ما دل خود می‌خوریم
شیشهٔ ناموس عالم در بغل داریم ما
3
در شکار شوخ‌چشمان دست و پا گم می‌کنیم
ور نه آهو را به دام خویش می‌آریم ما
4
در کف عشقیم عاجز، ور نه در میدان رزم
شیرمردان را به مژگان جبهه می‌خاریم ما
5
نیست صائب قسمت کوتاه‌بینان هوس
آن چه از چشم سیاهش در نظر داریم ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور