Toggle stanza 1
بی زبانی پرده داری می کند راز مرا
1
بی زبانی پرده داری می کند راز مرا
می دهد خاموشی من سرمه غماز مرا
2
گر برون آید، به خون خود گواهی می دهد
ناله تا در دل نگردد خون، هم آواز مرا
3
از نوازش منت روی زمین دارد به من
چرخ سنگین دل زند گر بر زمین ساز مرا
4
گوش گل بی پرده از گلبانگ من گشت و هنوز
باغبان سنگدل نشنیده آواز مرا
5
کی به ساحل می گذارد موجه خود را محیط؟
از شکستن نیست پروا بال پرواز مرا
6
سیل از ویرانه من شرمساری می برد
نیست جز افسوس در کف خانه پرداز مرا
7
از شبیخون نسیم صبح ایمن می شود
شمع اگر فانوس سازد پرده راز مرا
8
از دو عالم دوخت چشمم دوربینی های عشق
تا کجا خواهد گشودن چشم شهباز مرا
9
عقل اگر صائب نسازد با دل من گو مساز
عشق با آن بی نیازی می کشد ناز مرا

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور