غزل شمارهٔ 1023
Toggle stanza 1چشم خواب آلودگان در انتظار منزل است
11
چشم خواب آلودگان در انتظار منزل است
دیده بیدار دل آیینه دار منزل است
22
در بیابانی که نعل شوق ما در آتش است
کعبه چون سنگ فلاخن بی قرار منزل است
33
در فلاخن می گذارد رهروان را کجروی
جاده را از راستی سر در کنار منزل است
44
شوق را تاب اقامت نیست در یک جا دو روز
ورنه نقش پای من آیینه دار منزل است
55
گرچه هر خاری درین وادی به خونم تشنه است
آنچه در دل ره ندارد خارخار منزل است
66
من که خود را یافتم در وادی سرگشتگی
کوه غم بر خاطرم از رهگذار منزل است
77
سر به صحرادادگان را کعبه دامنگیر نیست
دوش کاهل طینتان در زیر بار منزل است

