غزل شمارهٔ 774
شاعر: صائب
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قافیہ: ابستهایمما
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1دل از خدا به صنع خدا بسته ایم ما
11
دل از خدا به صنع خدا بسته ایم ما
در کعبه دل به قبله نما بسته ایم ما
22
ما را به کعبه جاذبه شوق می برد
دل بی سبب به راهنما بسته ایم ما
33
واماندگان قافله راه کعبه ایم
از کاینات، دل به خدا بسته ایم ما
44
محتاج را ز سایه دولت گزیر نیست
خود را چو استخوان به هما بسته ایم ما
55
خواهیم غوطه در دل خاک سیاه زد
این کوه آهنین که به پا بسته ایم ما
66
مشغول گشته ایم به دنیای هیچ و پوچ
بر کاه دل چو کاهربا بسته ایم ما
77
در راه شر، ز برق نداریم پای کم
در راه خیر، پای حنا بسته ایم ما
88
عاشق به ساده لوحی ما نیست در جهان
کز وعده تو دل به وفا بسته ایم ما
99
در گلشن بهشت برین وا نمی کنیم
چشمی کز انتظار لقا بسته ایم ما
1010
شاید رسد به درگه آن پادشاه حسن
مکتوب خود به بال هما بسته ایم ما
1111
امید را چو نیست به جز کاهلی ثمر
بر خود ز خوف، راه رجا بسته ایم ما
1212
صائب به روی دست سر خویش دیده ایم
تا چون حباب دل به هوا بسته ایم ما

