Toggle stanza 1
بی آب ساخت خط، لب جان پرور ترا
1
بی آب ساخت خط، لب جان پرور ترا
کرد این غبار مهره گل گوهر ترا
2
تمکین و شوخی تو به میزان برابرست
فرقی ز بادبان نبود لنگر ترا
3
گوهر ز آب تلخ محیط است بی نیاز
حاجت به باده نیست دماغ تر ترا
4
منت پذیر سفله نگشتن غنیمتی است
غمگین مشو که سوخت فلک اختر ترا
5
این نور عاریت که هلال تو بدر ساخت
در یک دو هفته می خورد آخر سر ترا
6
نازش مکن به دولت دنیا که چون حباب
از باد نخوت است خطر افسر ترا
7
(دل) در بقا مبند که معمار صنع کرد
از پا به لای نفی بنا، پیکر ترا
8
چشم ترا ز خواب پریشان خلاص کرد
صائب نهفت صیقل اگر جوهر ترا

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور