غزل شمارهٔ 1037
شاعر: صائب
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قافیہ: اردیدنمشکلاست
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1خط به گرد عارض دلدار دیدن مشکل است
11
خط به گرد عارض دلدار دیدن مشکل است
دامن گل را به دست خار دیدن مشکل است
22
گرچه چون دامان یوسف دامن گلهاست پاک
چاک در پیراهن گلزار دیدن مشکل است
33
نیست از مستی، زنم گر شیشه خالی به سنگ
جلوه گاه یار را بی یار دیدن مشکل است
44
از هجوم قمریان بر سرو می سوزد دلم
دوش آزادان به زیر بار دیدن مشکل است
55
دیدن زنگار بر آیینه چندان بار نیست
طوطیان را خامش از گفتار دیدن مشکل است
66
گرچه مستغنی است از آرایش آن حسن تمام
جای گل خالی بر آن دستار دیدن مشکل است
77
زاهدان تکلیف می را گرچه قابل نیستند
دشمنان خویش را هشیار دیدن مشکل است
88
می توان با پای خواب آلود منزلها برید
پیش پا با دولت بیدار دیدن مشکل است
99
جنت از سرچشمه کوثر بود با آب و تاب
بزم می بر ساغر سرشار دیدن مشکل است
1010
گرچه صائب پاکدامانی نگهبان گل است
عندلیب مست در گلزار دیدن مشکل است

