غزل شمارهٔ 56

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اررا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
آه می‌باشد مسلسل خاطرِ افگار را
1
آه می‌باشد مسلسل خاطرِ افگار را
در درازی نیست کوتاهی شبِ بیمار را
2
عشق می‌آرد دلِ افسردهٔ ما را به شور
مطرب از طوفان سِزَد دریای لنگردار را
3
نیست ممکن عشق را در سینه پنهان داشتن
قُربِ این آیینه طوطی می‌کند زَنگار را
4
سایهٔ مژگان گرانی می‌کند بر چشمِ یار
از پرستاران بود بیماری این بیمار را
5
نیست ممکن فرق‌کردن، گر نباشد پیچ و تاب
از میانِ نازکِ او رشتهٔ زنّار را
6
بی‌نیاز از مِیْ بوَد رخسارِ شرم‌آلودِ یار
نیست حاجت شبنمِ بیگانه این گلزار را
7
بوالهوس را دایم از تیغِ تغافل خسته‌دار
برمیاور زینهار از دستِ گلچین خار را
8
از همان راهی که آمد گل مسافر می‌شود
باغبان بیهوده می‌بندد درِ گلزار را
9
در بهاران پوست بر تن پردهٔ بیگانگی است
یا بسوزان، یا به مِیْ ده جُبّه و دستار را
10
برق را در خنده‌ای طی گشت طومارِ حیات
زندگی کوتاه باشد چون شرر اشرار را
11
گر‌چه بتوان از زبانِ خوش دهانِ خصم بست
هیچ افسون چون ندیدن نیست رویِ مار را
12
خلق در مهدِ زمین از خوابِ غفلت مانده‌اند
ور نه گهواره است زندان مردمِ بیدار را
13
آیهٔ رحمت کند اهلِ معاصی را دلیر
شد ز خطِ سبزِ گستاخی فزون اغیار را
14
می‌زند از شرم صائب سینه را بر تیغِ کوه
دید تا کبکِ دَری آن سروِ خوش رفتار را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

یارب انصافی بده آن شیخ دعوی دار را

تا به خواری ننگرد رندان دردی خوار را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 32

چند بوسم دست و پا پیک دیار یار را

فرخ آن ساعت که یابم دولت دیدار را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 33

کیست کز عشاق پیغامی رساند یار را

وز فراموشان دهد یاد آن فرامش کار را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 34

ای ز مقدارت هزاران فخر بی‌مقدار را

داد گلزار جمالت جان شیرین خار را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 159

تنگدستی راست سازد نفسِ کج‌رفتار را

پیچ و تاب از وسعتِ ره می‌فزاید مار را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 54

کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را

راستی سنگِ رهِ رفتار باشد مار را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 55

کم نسازد جامِ می زنگِ دلِ افگار را

داس صیقل ندرود این سبزهٔ زنگار را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 57

نیست غیر از آه، دلسوزی دلِ افگار را

شمعِ بالین از تبِ گرم است این بیمار را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 58

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور