Toggle stanza 1
بر سر آنم که پای صبر در دامن کشم
1
بر سر آنم که پای صبر در دامن کشم
نفس را چون مار خط نهی پیرامن کشم
2
بس که بودم چون گل و نرگس دو روی و شوخ چشم
باز یکچندی زبان در کام چون سوسن کشم
3
بس که دنیا را کمر بستم چو مور دانه کش
مدتی چون موریانه روی در آهن کشم
4
روح پاکم چند باشم منزوی در کنج خاک
حور عینم تا کی آخر بار اهریمن کشم
5
لاله در غنچه‌ست تا کی خار در پهلو نهم
دوست در خانه‌ست تا کی رطل بر دشمن کشم
6
وه که گر با دوست دریابم زمان ماجرا
خرده‌ای دیگر حریفان را غرامت من کشم
7
سعدی گردن کشم پیش سخن‌دانان ولیک
جاودان این سر نخواهد ماند تا گردن کشم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور