غزل شمارهٔ 7
Toggle stanza 1مقصود عاشقان دو عالم لقای توست
11
مقصود عاشقان دو عالم لقای توست
مطلوب طالبان به حقیقت رضای توست
22
هر جا که شهریاری و سلطان و سروریست
محکوم حکم و حلقه به گوش گدای توست
33
بودم بر آن که عشق تو پنهان کنم ولیک
شهری تمام غلغله و ماجرای توست
44
هر جا که پادشاهی و صدری و سروریست
موقوف آستان در کبریای توست
55
قومی هوای نعمت دنیا همی پزند
قومی هوای عقبی و ما را هوای توست
66
هر جا سریست خستهٔ شمشیر عشق تو
هر جا دلیست بستهٔ مهر و هوای توست
77
کس را بقای دائم و عهد قدیم نیست
جاوید پادشاهی و دائم بقای توست
88
گر میکشی به لطف وگر میکشی به قهر
ما راضییم هرچه بود رای رای توست
99
امید هر کسی به نیازی و حاجتی است
امید ما به رحمت بیمنتهای توست
1010
هر کس امیدوار به اعمال خویشتن
سعدی امیدوار به لطف و عطای توست
زمین

