شمارهٔ 25
Toggle stanza 1دست بر پشت مار مالیدن
11
دست بر پشت مار مالیدن
به تلطف نه کار هشیارست
22
کان بداخلاق بیمروت را
سنگ بر سر زدن سزاوار است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آمد آن حور و دست من بربست
زده استادوار نیش به دست
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 34
در هوای تو جان و تن بارست
جان فدا کرد عاشق و وارست
عراقیعشاقنامهفصل پنجمبخش 3 - غزل
کشته را رشک کشته دگرست
من و زخمی که بر دل از جگرست
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 69
یکی از بخت کامران بینی
دیگری تنگ عیش و کوتهدست
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 15
پنجه با شیر زدن و مشت با شمشیر، کار خردمندان نیست.
جنگ و زورآوری مکن با مست
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 44

