غزل شمارهٔ 50
Toggle stanza 1برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم
11
برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم
تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم
22
بیمغز بود سر که نهادیم پیش خلق
دیگر فروتنی به در کبریا کنیم
33
دارالفنا کرای مرمت نمیکند
بشتاب تا عمارت دارالبقا کنیم
44
دارالشفای توبه نبستهست در هنوز
تا درد معصیت به تدارک دوا کنیم
55
روی از خدا به هر چه کنی شرک خالص است
توحید محض کز همه رو در خدا کنیم
66
پیراهن خلاف به دست مراجعت
یکتا کنیم و پشت عبادت دو تا کنیم
77
چند آید این خیال و رود در سرای دل
تا کی مقام دوست به دشمن رها کنیم
88
چون برترین مقام ملک دون قدر ماست
چندین به دست دیو زبونی چرا کنیم
99
سیم دغل خجالت و بدنامی آورد
خیز ای حکیم تا طلب کیمیا کنیم
1010
بستن قبا به خدمت سالار و شهریار
امیدوارتر که گنه در عبا کنیم
1111
سعدی گدا بخواهد و منعم به زر خرد
ما را وجود نیست بیا تا دعا کنیم
1212
یارب تو دست گیر که آلا و مغفرت
در خورد توست و در خور ما هر چه ما کنیم
زمین

