شمارهٔ 46
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1میرفت و هزار دیده با او
11
میرفت و هزار دیده با او
همچون شکری لبی و پوزی
22
باز آمد و عارضش دمیده
مانند شبی به روی روزی
33
چندان که نشاط کرد و بازی
در من اثری ندید و سوزی
44
گفتا شکرم بیار و بادام
گفتم نخرم سرت به گوزی
55
تو پار گریختی چو آهو
و امسال بیامدی چو یوزی
66
سعدی خط سبز دوست دارد
نه هر الف جوالدوزی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

