Toggle stanza 1
عمرت دراز باد که کوته کنی نفس
1

عمرت دراز باد که کوته کنی نفس

پیغمبرت شفیع همی آورم که بس

2

‌مغزت نمی‌برد سخن سرد بی‌اصول

‌دردت نمی‌کند سر ِ زوبین چون جَرَس

3

‌خانه خدای گو در برج کبوتران

‌بگشای، یا بکش، که بمردیم در قفس

4

‌گرچه شب است و مردم اوباش در کمین

‌زندان ازین بتر نکند شِحنه یا عَسَس

5

‌آن سرکهٔ کهن که بر ابروی ترش توست

‌گر انگبین شود، ننشیند بر او مگس

6

‌گر بشنود کسی که تو پهلوی کعبه‌ای

‌حج ناگزارده شود از کعبه باز پس

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور